بایگانی

بایگانی تیر

تفاوتهای ساختمانی مغز مرد و زن :

تفاوتهای ساختمانی مغز مرد و زن :

پژوهشگران عصب شناسی ، مغز زنان و مردان را در دستگاه ام.ار.آی گذارده و واکنشهای مغز آنها را مورد تحقیق قرار داده اند . در مغز زنان اتصال ها و ارتباط های بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود دارد که به آنها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند . از طرف دیگر در مردان  ارتباط کمتری بین دو نیمکره مغزشان  وجود داشته و به آنها این قابلیت را می دهد تا مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری و فضایی داشته باشند . در خصوص وظایفی که توانایی جسمی می طلبند مغز مردان بهتر عمل می کند .مغز مردها تخصصی تر است.این صرفا به این معنا ست که تقسیم کار صورت گرفته است . به عبارت دیگر ، نیمکره راست مغز مردها با عملکرد های بینایی و فضایی سروکار دارد فعالیتهایی نظیر کسب مهارتهای فیزیکی ، تطابق های چشمی و ماهیچه ای . در حالی که نیمکره چپ به مهارتهای کفتاری و شناختی اختصاص یافته است ، مهارتهایی نظیر بیان احساسات و درک مسائل انتزاعی است .از طرفی مغز زنها عمومی تر است به این معنا که هر دو نیمکره راست و چپ مغز زنها با هم روی مشکلات کار کرده و هر دو عملکردهای مشابه دارند و تقسیم کار صورت نگرفته . به همین دلیل است که بعضی از مردم احساس می کنند مردها در مقایسه با زنها از سرعت تصمیم گیری و قابلیت درک بیشتری برخوردارند . از جنبه دیگر اگر یکی از نیمکره های مغز زنی آسیب ببیند ، نیمکره دیگر قادر به کپی کردن تمامی قابلیتهای نیمکره تخریب شده است ،می تواند مسئولیت تمامی کارها و عملکردهای زندگی او را به عهده بگیرد اما نظیر این حالت در خصوص مردان صادق نیست چنانچه نیمکره چپ وی بواسطه سکته مغزی آسیب ببیند ،این امکان وجود دارد که توانایی تکلم را از دست بدهد چراکه نیمکره راست مغز آنها تنها می تواند عملکردهای بینایی و فضایی را سازماندهی کند . قابل ذکر است میزان سلولهای مغز مردان ۴ درصد بیشتر از زنهاست و مغز آنان ۱۰۰ گرم سنگین تر است .

Categories: غیرفنی Tags:

چرا برنامه نویسی مبتنی بر مولفه اهمیت دارد؟

چرا برنامه نویسی مبتنی بر مولفه اهمیت دارد؟

صنایعی که به طور کامل رشد کرده اند و یا مهندسین منضبط چگونه با توسعه سیستمهای پیچیده برخورد می کنند؟برای نمونه صنایع خودکار، ماشینهای خیلی پیچیده را با استفاده از مولفه ها ( با هر اندازه ای از خیلی کوچک مثل پیچ تا زیر سیستمهای پیچیده مثل موتورها و جعبه دنده ها و … ) می سازند. کارخانه های خودکار مدرن ، به عنوان ایجادکنندگان سیستم مشهور شده اند تا تولیدکنندگان سیستم. به خاطر اینکه صنایع و مهندسین منضبط با استفاده موثر از مولفه ها ( که با تنظیم استانداردها که قابلیت همکاری آنها را تعریف می کنند) تحت تاثیر قرار گرفته اند. صنایع، استانداردهای مولفه ای را برای قطعات قابل تعویض و ابزارهای اسمبلی ساده را ، برای سرعت بخشیدن به توسعه محصولات پیچیده تر پذیرفته اند این تحولات انقلاب صنعتی است که تغییر چشمگیری در تولیدات صورت گرفته است ، در صنعت نرم افزاری محصولات هنوز هم بیشتر دستی ( مصنوع دست) هستند. بازدهی ( بهره وری ) پایین است ،کیفیت تضمین شده نیست ، پروژه ها  دارای خطا هستند (مثلا در انتقال اطلاعات دارای خطا هستند که این خطا در مواقعی رخ می دهد که وسیله دریافت کننده داده ها قادر به مدیریت یا کاربرد اطلاعات با همان سرعت ارسال نیست). این چنین پدیده یا عارضه بحران نرم افزاری شناخته شد.

پیامد اصلی مهندسی نرم افزار متضمن این است که چگونه نرم افزاری کارآمد و با کیفیت ایجاد شود . مولفه ها در بسیاری موارد توسط مهندسین نرم افزار به عنوان یک تکنولوژی مهم برای مقابله با بحران نرم افزاری استفاده می شوند .انقلاب صنعتی نرم افزار از طریق مهندسی نرم افزار مبتنی بر مولفه ها رخ داده است.

چندین دلیل مهم وجود دارد که چرا برنامه نویسی مبتنی بر مولفه اهمیت دارند. این نوع برنامه نویـسی، سطح بالاتـری ازانتزاع را فراهـم می کند. تعـداد زیادی از مـولفـه های کتـابـخانه ای قابل استفاده مـجدد وجود دارند که به تـوسعه برنامه های کاربردی در قلمروهای مختلف کمک می کند.

سه هدف اصلی از برنامه نویسی مبتنی بر مولفه عبارتند از :

     *غلبه بر پیچیدگی   * مدیریت تغییر  * قابلیت استفاده مجدد.

غلبه بر پیچیدگی: ما در یک دنیای پیچیده ای از عصر انفجار اطلاعات زندگی می کنیم .طبق تحقیقات انجام گرفته توسط تیمی در دانشگاه برکلی : دنیا ما بین یک و دو اگزا بایت اطلاعات بی نظیر در هر سال تولید می کند که تقریبا ۲۵۰ مگا بایت برای هر مرد ، زن و بچه در روی زمین است . هر اگزا بایت یک بیلییون گیگا بایت است . در علم کامپیوتر اندازه پیچیدگی نرم افزار به طور قابل توجه در حال افزایش است .. برنامه نویسی مبتنی بر مولفه یک روش موثر با نام تقسیم و غلبه را برای برخورد با پیچیدگی نرم افزار فراهم می کند.

مدیریت تغییر:تغییرات در مهندسی نرم افزار ذاتی است ، تغییر خواسته های کاربران ، تغییر مشخصه ها ، تغییر کارکنان ، تغییر بودجه ، تغییر تکنولوژی و غیره.یکی از اهداف اساسی مهندسی نرم افزار تاکیید بر اهمیت مدیریت تغییر می باشد.برنامه نویسی مبتنی بر مولفه یک روش موثر به نام برنامه ریزی برای تغییر و ساخت طراحی را  برای برخورد با تغییرات  در مهندسی نرم افزار فراهم آورده است . مولفه ها به آسانی با خواسته های جدید و در حال تغییر وفق داده می شوند . مهندسین نرم افزار توافـق کرده اند که روش بـهتر در برخـورد با تغییرات دائمی در ساخت سیستمها ، مولفه های قابل استفاده مجدد می باشند.

قابلیت استفاده مجدد: نرم افزار با قابلیت استفاده مجدد باعث می شود که طراحی و پیاده سازی فقط یکبار انجام گیرد و در زمینه ها و قلمرو های متفاوتی بارها و بارها مورد استفاده قرار گیرد که قابلیت استفاده مجدد باعث افزایش بازدهی ، بکارگیری مفید از راه حلهای ارائه شده ، اصلاح کیفیت و غیره می باشد. سطوح مختلفی از قابلیت استفاده مجدد نرم افزار وجود دارد برای نمونه کپی کردن کد منبع ، که پایین ترین سطح از قابلیت استفاده مجدد می باشد. کتابخانه ای از توابع رویه ای بهتر از کپی کد منـبع می باشد اما توسعـه پذیر نیست. کتـابخانه ای از کلاسها بهتر از دو حالت قبلی است و توسعه پذیـراست. قبل از اینکـه کـلاسها بتوانند به طـور مـجدد اسـتفاده شوند نیاز به درک بیشتری دارند .علاوه بر این استفاده مـجدد ازکلاسها فقـط استفاده مـجدد جعبه سیاه را پشتیبانی می کند .اگر داخل کلاسها تغییر کنند کاربران تحت تاثیر قرار خواهند گرفت . برای نمونه در زبان برنامه نویسی شی گرا شبیه C++  یا جاوا ، کلاسهای مشتق شده برای پیاده سازی کلاس پایه با یکدیگر ترکیب می شوند . تغییرات در هر کدام از کلاسهای پایه به طور سلسله مراتبی توسط کلاسهای مشتق شده به ارث برده می شود. این سطح از استفاده مجدد مخصوص یک زبان است نه استفاده مجدد در مقابل دیگر زبانها . برنامه نویسی مبتنی بر مولفه سطح بالایی از استفاده مجدد نرم افزار را پشتیبانی می کند. به خاطر اینکه در برگیرنده انواع گوناگونی از استفاده مجدد می باشد ، از قبیل :

* جعبه سفید  * جعبه خاکستری  * جعبه سیاه  .

جعبه سفید ( White Box  ) :  بدین معنی است که منبع (Source  ) یک مولفه نرم افزاری قابل دسترس می باشد و می تواند مطالعه شود ، استفاده مجدد گردد ، وفق داده شود یا تغییر یابد.

 

 جعبه سیاه (  Black Box ) :  مبتنی بر اصل مخفی نمودن اطلاعات می باشد . این واسط سرویسهایی که یک  Client  ممکن است از یک مولفه در خواست کند را مشخص  می کند . مولفه پیاده سازی واسطی که  Client  بر آن تاکید دارد را فراهم می کند ، از آنجاییکه  واسطها بدون تغییر باقی می مانند مولفه ها می توانند به طور داخلی تغییر کنند بدون اینکه کاربر را تحت تاثیر قرار دهد .

جعبه خاکستری (Gray Box ) :  چیزی ما بین جعبه سفید و جعبه سیاه می باشد.

همانگونه که اندازه و پیجیدگی سیستمهای نرم افزاری رشد می کنند شناسایی و مدیریت مناسب اتصالات ما بین قطعه هایی از سیستم نیز اهمیت دارد. برنامه نویسی مبتنی بر مولفه یک راه حل قابل کنترل برای برخورد با پیچیدگی سیستمها ، تغییرات دائمی سیستمها و مشکلات استفاده مجدد از نرم افزار را ارائه می کند. امروزه COP  نمونه عملی برای توسعه سیستمهای نرم افزاری بزرگ می باشد. برای مثال : برنامه های کاربردی توزیع شده در مقیاس موسسه اقتصادی ، برنامه های کاربردی تحت وب و خدمات وب.

Categories: مهندسی نرم افزار Tags:

خداحافظ اجباری

۳۰ خرداد ۱۳۸۷ ۵ دیدگاه

خیلی وقت که مثل یک سایه پشت سرم بود، تو این سالها خیلی سعی کردم بین خودم، اون فاصله بیاندازم ولی گاهی به من خیلی نزدیگ می شد ولی من همیشه بطریقی ازش دور می شدم  و این نوسان همیشه بین ما دوتا بود تا اینکه ایندفعه به من رسید و از منم جلو زد و اینبار من باید پشت سر او حرکت کنم، پس باید اثاثم جمع کنم و ساکم راببندم تا هر جا که گفت بروم چونکه باید بروم، آخه اسمش بقول قدیمی ها اجباری است. دوستان من روز شنبه تاریخ اعزامم به خدمت سربازی است و شاید تا یک مدت خود من اینجا نباشم، ولی از یکی از دوستانم خواهش کردم که به جای من بنویسند که فکر کنم کیفیت مطالب با ورود ایشان خیلی بهتر از نوشته های قبلی بشود و از ایشان بخاطر قبول کردن این پیشنهاد واقعا تشکر می کنم.

پس فعلا از اینجا از همه دوستانم خداحافظی می کنم و برای همه آنها آرزوی موفقیت می کنم.

 

(اینم برای یک دوست با اینکه می دانم هیچ وقت به اینجا سر نمی زند، می خاستم توی پست هجرت و حافظه قرار بدهم که نشد: دوست داشتن دلیل نمی خواهد بلکه دل می خواهد.)

Categories: غیرفنی Tags:

تیم و انگیره ۲

۱) نظریه X و Y مک گریگور

افرادیکه تحت رهبری شما قرار دارند دارای چه ویژگیهای هستند؟ آیا آنها افراد مسولئیت پذیر هستند یا نه؟ قدرت خلاقیت آنها در چه حد است؟ با چه عواملی میزان انگیزه آنها بالا می رود؟ شما می توانید به این سوالاتی نسبت به دید خودتان پاسخ دهید، اما فردی به نام مک گریگور نگرش مدیران را در مورد افرادی که تحت رهبریشان قرار دارند را اینگونه بیان می کند: در هر گروه و تیمی، دو دسته از افراد وجود دارند، گروه X و گروه Y اما ویژگیهای این افراد:

گروه X

گروه Y

افراد تنبل و از کار بیزارند.

افراد کار خود را دوست دارند و کار برای آنها مانند بازی است.

افراد مسئولیت گریز هستند.

افراد مسئولیت پذیر هستند.

برای انگیزش افراد باید از مشوقهای مادی استفاده کرد.

افراد توسط کارشان برانگیخته می شوند.

افراد دوست دارند تحت کنترل دیگران باشند.

افراد علاقمند به خود هدایتی هستند.

قدرت خلاقیت در افراد کم است.

قدرت خلاقیت در افراد زیاد است.

توقع حصول نتایج کوتاه مدت

توقع حصول نتایج بلند مدت

تاکید بر استفاده صرف از امکانات و ظرفیت های موجود(عدم میل به پیشرفت)

کوشش برای توسعه منابع و افزایش ظرفیت و خدمات (میل به پیشرفت)

حال جواب خودتان را با جواب آقای مک گریگور مقایسه کنید، و با توجه به فرضیاتی که درباره افراد دارید به هدایت آنها بپردازید.

۲) نیازهای مک کللند

من دوست دارم روی کاری که انجام می دهم کنترل داشته باشم و بتوانم در محیط کارم تاثیر بگذارم (قدرت)، ارتباط خوبی با همکارانم داشته باشم (ارتباط)، و بتوانم از تمام ظرفیت خود در محیط کارم استفاده کنم و سیر صعودی در کارم داشته باشم (پیشرفت و موفقیت).

سه عاملی که در بالا بدانها اشاره شد از دید مک کللند، نیازهای اساسی انسان هستند یعنی:

۱- نیاز به کسب قدرت ۲- نیاز به برقراری ارتباط با دیگران ۳- نیاز به موفقیت و پیشرفت

مک کللند نشان داد وجود انگیزه در انسان یا همان میل به موفقیت و پیشرفت در افراد شرط اساسی برای پیشرفت و توسعه کشورهای در حال رشد است و برای رشد و توسعه، تا حد ممکن باید این نیاز را در آنها تقویت نمود. مک کللند معتقد بود فقط ۱۰% افراد هر جامعه دارای نیاز به کسب موفقیت هستند. و چنانچه نیاز به کسب موفقیت در یک جامعه یا کشور قوی نباشد فرآیند توسعه در آن جامعه یا کشور عملی نمی شود.

۳) نظریه انتظار

نتایج کنکور ارشد هم که آمد،  جدا از نتیجه کنکور هر کدام از ما ساعات و روزهای را برای مطالعه به خاطر این آزمون سپری کردیم، اما انگیزه و علت ما برای مطالعه چه بود؟ من تقریبا ساعات زیادی را به این کار اختصاص دادم چون فکر می کردم که با مطالعه احتمال قبول در دانشگاه وجود دارد، و هم قبولی در دانشگاه و محیط دانشگاهی هر کدام برای من مشوق های و انگیزنده های بزرگ بودند، پس عاقلانه بود که من ساعات از روز را به این کار اختصاص دهم. حالا برعکس فکر کنید که دانشگاه و محیط دانشگاه هیچ کدام مشوق های برای من نبودند و من می دانستم حتی با مطالعه نیز نمی توانم از دانشگاه قبول شوم، آیا باز عاقلانه بود که من به مطالعه می پرداختم.

مانند مثال بالا نظریه انتظار، انگیزه هر عمل، و علت بروز هر رفتار خاص را مورد بررسی قرار می دهد، و بیان می کند که انگیزش هر فرد تابعی است از «جذابیت نتایج» و «اعتقاد به اینکه کوشش فرد به انجام کار منجر می شود» و «انجام کار به نتیجه مطلوب ختم می شود». «جذابیت نتایج» بر شدت نیازی که به وسیله این نتایج برآورده می گردد، دلالت دارد.

هجرت و حافظه

همیشه به دنبال دلیلی هستیم تا کسی را دوست بداریم، به یادش بیافتیم و…. و دوباره من دلیلی دارم تا به یاد کسی بیافتم  که کسی بود، نه بخاطر اینکه اسمش دکتر علی شریعتی بود بلکه بخاطر اینکه در کلامش و تفکرش می توان زیبایی را دید و حس کرد.

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

Categories: غیرفنی Tags: