بایگانی

بایگانی آبان

سوالاتی در آنالیز و طراحی

یک تاپیک بسیار مفید و جالب به عنوان سوالاتی در آنالیز و طراحی توسط Elham_gh در سایت برنامه نویس ایجاد شده است. که واقعا جای اینگونه تاپیک ها در اکثر فروم ها خالی است. از تمام دوستان علاقمند می خواهم که سری به این تاپیک بزنند. هدف این تاپیک از دیدگاه Elham_gh :

دوستان برای برآورد سطح دانش و بالا بردن دانسته هامون، من یک پیشنهاد دارم . اگر دوستان هم همراهی کنند , من از اینکار در جاهای دیگه نتایج خوبی گرفتم. اگر استقبالی نشه که تاپیک رو حذف می کنم.

یکسری سئوال مطرح می شه و از بقیه دوستان خواسته می شه جوابی که می دونن بگن. اینکه جوابش چیه و یا اگه اون مسئله رو چطور طراحی و مدل و یا آنالیز می کنند. و یا از چه pattern ی استفاده می کنند. در نهایت جوابها جمع بندی می شه و نفر بعدی سئوال دیگه ای رو مطرح می کنه. جمع بندی هر سئوال به عهده مطرح کننده سئوال است.

فقط سئوال این مدلی نباشه که سیستم حسابداری را چگونه طراحی می کنید!!!

و به پیشنهاد مدیر محترم بخش هم , اولین پست به فهرست بندی سوال اختصاص داده می شود.

سئوال اول رو خودم مطرح می کنم. تا دوستان دیگر هم ادامه دهند.

البته سوال اول توسط خود ایشان پاسخ داده شد و سوال دوم مجددا توسط ایشان مطرح شده است. علاقمندان می توانند روند کار را از تاپیک دنبال کنند. البته در انتها توصیه می کنیم که سایر مقالات و نوشته های ایشان را از سایت برنامه نویس حتما دنبال کنید.

قلم

هر کسی توتمی دارد ،

و توتم من ” قلم ” است.

و قلم توتم قبیله من است .

خدای همه قبایل ،

خدای همه عالمیان بدان سوگند می خورد .

به هر چه از آن می تراود سوگند می خورد .

به خون سیاهی که از حلقومش می چکد ، سوگند می خورد .

و من ؟

قلم خویشاوند آن من راستین من است .

عطیه روح القدس من است.

زبان دفترهای خاکستری و سبز من است .

همزاد آفرینش من ،

زاد هجرت من ،

همراه هبوط من

و انیس غربت من

و رفیق تبعید من

و مخاطب نوع چهارم من

و همدم خلوت تنهایی و عزلت من

و یادآور سرگذشت و یادآور سرشت و بازگوی سرنوشت من است .

روح من است که جسم یافته است .

” آدم بودن من ” است که شیء شده است .

آن ” امانت ” است که به من عرضه شده است .

آه که چه سخت و سنگین است !

زمین در کشیدن بار سنگینی اش می شکند .

کوه ها به زانو می آیند و آسمان می شکافد و فرو می ریزد .

قلم ، توتم قبیله من است .

قلم ، توتم من است .

او نمی گذارد که فراموش کنم ، که فراموش شوم ،

که با شب خو کنم ، که از آفتاب نگویم ،

که دیروزم را از یاد ببرم ، که فردا را بیاد نیارم ،

که از ” انتظار ” چشم پوشم ،

که تسلیم شوم ،

نومید شوم ،

به خوشبختی رو کنم ،

به تسلیم خو کنم ،

که … !

قلم ، توتم من است ، توتم ما است .

به قلمم سوگند !

به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند !

 به رشحه ی خونی که از زبانش می تراود سوگند !

به ضجه های دردی که از سینه اش برمی آید سوگند … !

که توتم مقدسم را نمی فروشم ، نمی کشم .

گوشت و خونش را نمی خورم .

به دست زورش تسلیم نمی کنم .

به کیسه زرش نمی بخشم .

به سرانگشت تزویرش نمی سپارم .

دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم .

چشمهایم را کور می کنم ،

گوشهایم را کر می کنم ،

پاهایم را می شکنم ، انگشتانم را بند بند می برم ،

سینه ام را می شکافم ،

قلبم را می کشم ، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم …

اما قلمم را به بیگانه نمی دهم …

قلم ، توتم من است .

بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلمم به صلیبم کشند ،

به چهار میخم کوبند ،

تا او که استوانه حیاتم بوده است ، صلیبب مرگم شود .

شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد .

تا خدا ببیند که به نامجوئی ، بر قلمم بالا نرفته ام ،

تا خلق بداند که به کامجوئی

بر سفره ی گوشت حرام توتمم ننشسته ام ،

تا زور بداند ، زر بداند و تزویر بداند

که امانت خدا را ، فرعونیان نمی توانند از من گرفت .

ودیعه عشق را قارونیان نمی توانند از من خرید .

و یادگار رسالت را بلعمیان نمی توانند از من ربود …

هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است .

توتم من ، توتم قبیله ی من قلم است .

قلم زبان خدا است .

قلم امانت آدم است .

قلم ودیعه عشق است .

هر کسی را توتمی است .

و قلم ، توتم من است .

و قلم ، توتم ما است.

Categories: غیرفنی Tags: