خانه > جلسات باز > رویاهای ما برای جامعه حرفه‌ای ما

رویاهای ما برای جامعه حرفه‌ای ما

۱۵ شهریور ۱۳۹۳

در آخرین سفر پدرم به دیسنی ورلد، من و او و دیلن که در آن موقع چهار سال بود، منتظر راه‌آهن تک ریلی بودیم. دیلن دلش می‌خواست در دماغه‌‌ قطار بغل دست راننده بشیند. پدرم که عاشق پارک بود، عقیده داشت که این کار خیلی کیف دارد.

او گفت: “ولی چقدر بد است که مردم عادی اجازه ندارند آنجا بنشینند.”

من گفتم: “آهان، فهمیدم بابا. با توجه به اینکه من در بخش تخیلی دیسنی کار کرده‌ام، می‌دانم که برای جلو نشستن باید به دوز و کلک متوسل شد. می‌خواهی ببینی چطور؟”

او گفت: “البته.”

بنابراین به سوی متصدی خندان دیسنی رفتم و گفتم: “عذر می‌خوام، امکان دارد که ما سه نفری جلو بنشینیم؟”

متصدی گفت: “البته آقا.” او در را باز کرد و ما سه نفر کنار دست راننده نشستیم. این اولین مرتبه بود که پدرم از کار من کاملا هاج و واج مانده بود.

وقتی به سرعت به سوی قلمرو سحرآمیز می‌رفتیم، گفتم: “بهت گفتم که باید کلک زد. اما نگفتم که کلک سختی است.”

گاهی تنها کار لازم تقاضا کردن است، که باعث می‌شود تمام رویاهای آدم به حقیقت بپیوندند.

چند روز قبل شروع چهارمین سال فعالیت جلسات باز تبریز بود. برای همین دنبال یک ایده برای یک پست وبلاگی بودم که یک بازی وبلاگی راه بیاندازم و از دوستان تبریزی بخواهم که از آرزوها، رویاها و خاسته‎ های خود که برای جامعه حرفه‌ای تبریز دارند بنویسند و روی بلاگ، صفحه فیس‌بوک یا هر جای که دوست دارند با بقیه به اشتراک بگذارند تا شاید به کمک هم به آنها رنگ حقیقت ببخشیم. برای نوشتنش به ایده‌های مختلفی فکر می‌کردم، ولی هیچ کدام باعث نشد که شروع به نوشتن کنم.

همین چند ساعت قبل کتاب «آخرین سخنرانی»  رندی پوش را داشتم می‌خواندم که رسیدم به همان داستان اول پست و بعدش شروع به نوشتن کردم. من می‌خواستم دوستانم درباره آرزوهایشان، اتفاق‌های خوب که می‌تواند در شهرمان اتفاق بیافتد و جامعه ما را پویاتر و بهتر از دیروز کند بنویسند، پس خیلی ساده از آن ها تقاضا می‌کنم که اینکار را بکنند و بعد کمک کنند که آنها را به شکل واقعیت در بیاوریم.برای شروع کار از دوستان عزیزم وحید ناموری، محمد خاهانی، سعید چوبانی، آرش میلانی، فرزام خجسته‌نیا، ندا ضیاء، امین ضیاء، نسرین قاسمی و هر کس دیگری که در حال خواندن این متن است تقاضا می‌کنم که از آرزوها و رویاهاشان برای جامعه حرفه‌ایمان بنویسند و با ما به اشتراک بگذارند و در انتها دوستان خود را به نوشتن در این مورد دعوت کنند.

شاید شما هم بپرسید که آرزوی خود من برای این جامعه چی هست؟ خوب آرزوی من حرف زدن همه دوست‌ها در این مورد هست. به نظر من برای داشتن یک جامعه پویا قدم اول این هست که همه شهامت پیدا کنند تا از آرزوها و خاسته‌هایشان حرف بزنند و بقیه هم اینقدر صبر و شهامت داشته باشند که تا آخر به حرفهای گروه اول گوش کنند. خوب ما منتظر شنیدن هستیم، آرزوهایتان را فریاد بزنید.

آرزوهای ابوالفضل فتاحی برای تبریز به عنوان یک دوست خوب برای همه تبریزیها

رویای و آرزوی امیر حبیب‌زاد برای شهرمان تبریز

رویای امین ضیاء پرانرژی برای جامعه حرفه‌ای تبریز

آرزوی زهره ضیاء برای کل جامعه تبریز

رویاهای کوچک ولی بزرگ سعید چوبانی  برای جامعه حرفه‌ای ما

آرزوهای بهنام خجسته برای شهرمان

محمد فلاحت و آرزوی ایستگاه خلاقیت برای تبریز

علی اسدی آرزوها و حرفهای خوبش برای جامعه ما

فرزام خجسته‌نیا و آرزویش در مورد کل جامعه ما

ندا ضیاء و آرزوهایش برای جامعه حرفه‌ای و کل شهرمان

شهرام اشراف‌نیا آرزیلاری

امید زمانی و آرزوی رفع یک مشکل شهرمان

وحید کشی‌پور و کمی حرف حساب

ابراهیم جباری و آرزوهایش برای شهر آرزوها

فرید دهقان و یک عالمه حرف‌ها و آرزوهای خوب برای شهرمان

مژگان و آرزوش برای تبریزمان و خودش

 نسرین و آرزوهایش برای ساختن یک دنیا بهتر

  1. ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۷:۱۶ | #1

    عالی، تا اخر هفته قول میدم در این مورد بنویسم

    • بهروز بختیاری
      ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۸:۳۹ | #2

      ممنون امین جان، منتظریم

  2. میلاد کاظمی
    ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۷:۱۹ | #3

    آرزو دارم مردم کشورم،نسبت به موفقیت همدیگه،انقدر بی توجه نباشند و بدونند که موفقیت واقعی در گرو موفقیت جمعی هستش :)

    • بهروز بختیاری
      ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۹:۲۳ | #4

      منم هم همینطور، دوستی که دغدغه‌اش لبخند مردم باشه چی نازنین دوستی هست :)

  3. ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۹:۱۶ | #5

    من شب دوشنبه پست خودم رو پابلیش می‌کنم

    • بهروز بختیاری
      ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۹:۲۲ | #6

      منتظریم منتظر این پست و یک عالمه پست که پشتش یک دنیا تجربه هست

  4. ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۹:۴۴ | #7

    داستان خیلی جالبی بود، حال کردم :))

  5. حمید تدینی
    ۱۶ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۰:۰۸ | #8

    واقعا نوشته جالبی بود . من هم سعی میکنم بنویسم

    • بهروز بختیاری
      ۱۶ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۰:۴۹ | #9

      ایندفعه به جای سعی می‌کنم بگیم باید بنویسیم چون من هم عضوی از این جامعه هستم

  6. ۱۷ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۸:۴۳ | #10

    عالیه این حرکت منم شروع کردم به زودی منتشر می کنم

  7. ۱۸ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۳:۰۶ | #11

    ممنون بابت این استارت. سعی میکنم توی این هفته، آرزوهای خودم رو در مورد تبریز بنویسم. تا با کمک همدیگه و برآرده کردن آرزوهای هم، شهر رویایمان را بسازیم.

  8. ۲۰ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۵:۲۹ | #12

    اقدام خیلی خوبی بود خوشم اومد، ای کاش من هم وبلاگ فارسی داشتم و آرزوهایم را برای تبریزم مینوشتم. حالا این تصمیم رو یه جایی بوکمارک میکنم تا هر موقع وبلاگ فارسیمو زدم در موردش بنویسم.

    • بهروز بختیاری
      ۲۰ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۶:۵۴ | #13

      خوب شما به زبان شیرین انگلیسی بنویسیدآرزوهایتان را، خوشحال می‌شویم :)

  9. ۲۱ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۸:۴۴ | #14

    بهروز جان خیلی کار عالی ای بود.
    ممنونم ازت که این قضیه رو راه انداختی.
    من در پروژه ای بزرگتر قرار بود و البته هست که مشابه این کار رو انجام بدم ولی هنوز کارهاش زمین مونده و چون خودم توسعه دهنده‌ی وب نیستم خیلی کارهام به کندی پیش رفته برای وبسایت و …
    امیدوارم به زودی خبر این کار رو هم بدم.

  10. ۳۰ مهر ۱۳۹۳ در ۰۱:۴۸ | #15

    با کلی تاخیر مثبت البته به نظر خودم، من هم تو وبلاگم پستی در این رابطه نوشتم.
    ممنون بهروز جان و تمام دوستان خوب :)
    راستی مژگان هم گریا نوشته بود ولی اسمش رو چرا اینجا ندیدم ؟ :)
    http://nastale.com/blog/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%DB%8C%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C/

    • بهروز بختیاری
      ۴ آبان ۱۳۹۳ در ۱۸:۴۷ | #16

      خواهر مژگان خانم :) دوبار آمدم پست‌های جدید را به آخر متن اضافه می‌کنم ولی این ادیتور وردپرس متن را لود نمی‌کرد. ممنون از هر دوتا خواهر که آرزوهاشون نوشتن

  11. عباس احمدی
    ۲ آبان ۱۳۹۳ در ۱۲:۱۲ | #18

    سلام
    من بنوبه خودم از این پیشنهاد شما ممنونم.
    خوب نمی دونم که من هم آرزو یا آرزوهام رو برای تبریز عزیز، اینجا بنویسم یا نه؟

    • بهروز بختیاری
      ۵ آبان ۱۳۹۳ در ۰۴:۲۲ | #19

      منتظر پست شما هستیم که آرزوهایتون را بنویسید

  1. ۱۷ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۱:۴۲ | #1
  2. ۱۸ شهریور ۱۳۹۳ در ۲۰:۲۰ | #2
  3. ۲۱ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۵:۱۳ | #3
  4. ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۵:۳۳ | #4
  5. ۲۶ شهریور ۱۳۹۳ در ۰۵:۱۵ | #5
  6. ۳۱ شهریور ۱۳۹۳ در ۱۷:۵۰ | #6
  7. ۳ مهر ۱۳۹۳ در ۱۸:۴۰ | #7
  8. ۳۰ مهر ۱۳۹۳ در ۰۱:۴۵ | #8
  9. ۸ آبان ۱۳۹۳ در ۱۳:۴۱ | #9
  10. ۲۷ آبان ۱۳۹۳ در ۰۹:۲۴ | #10
دیدگاه ها مسدود است.