بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘تويوتا، تاريخچه تويوتا ، راه تويوتا’

راه تویوتا

۶ فروردین ۱۳۸۹ ۲ دیدگاه

به تصویر پایان نگاه کنید، آیا این مرد را می شناسید، آیا دلیل تعظیم این مرد را در یک کنفراس خبری می دانید؟ شاید اگر اهل دنبال کردن اخبار باشید، حتما این تصویر را دیده اید و از جریان آن آگاه هستید. ولی اگر اهل دنبال کردن اخبار نیستید، بدانید این مرد کسی نیست جز آکیو تویودا رئیس شرکت خودروسازی تویوتا. او در یک کنفراس خبری بخاطر اشکال فنی که در خودروهای شرکت وجود داشت برابر همه حاضران تعظیم می کند و از همه مشتریان خود معذرت خواهی می کند. این مدیران در چه فرهنگی رشد کردند و آموختند که حق همیشه با مشتری است. چه فرهنگ و طرز فکری بر این شرکت بزرگ حاکم است که اینهمه به کیفیت ارج می نهاند و در برابر همه طوفانهای اقتصادی جهان استوار و پابرجا هستند.

قبل از اینکه به قسمت سوم “چگونه به سمت Agile حرکت کنیم؟” برسیم، فکر کردم بهتر باشد قبل از اینکه به اصول چهاردگانه خط تولید تویوتا برسیم و یا همان اصول مبنای Lean، نگاهی به تاریخچه این شرکت داشته باشیم و ببینیم این اصول از کجا و چگونه شکل گرفته اند. قبل از اینکه اندیشه ها را یاد یگیریم، چگونه اندیشیدن این مردان بزرگ عالم مدیریت و تولید را نیز بررسی کنیم.

خلاصه ای از تاریخچه تویوتا

در تلاش برای برتر بودن، قابل رویت ترین محصول تویوتا، فلسفه تولید آن است که به سیستم تولید تویوتا معروف است. این سیستم بعد از سیستم تولید انبوه که توسط هنری فورد ابداع شد، بزرگترین پیشرفت در مراحل تجاری موثر و کارا به شمار می رود. سیستم تولید تویوتا بارها مورد استفاده قرار گرفته، تجزیه و تحلیل شده، و به اکثر صنایع جهان صادر شده است. سیستم تولید تویوتا خارج از ژاپن، اغلب به “تولید ناب” معروف است چرا که اینها واژه هایی بودند که در دو کتاب پر فروش “ماشینی که جهان را تغییر داد (تولید ناب)” و “تفکر ناب” معروف شدند. با این وجود نویسندگان فوق مشخص کردند که اساس تحقیق آنها روی ناب، همان سیستم تولید تویوتا است که تویوتا آن را بسط و توسعه داده است.

داستان تویوتا از کجا شروع شد؟ شاید پاسخ این سوال خیلی عجیب باشد، یک دستگاه بافندگی دستی در سال ۱۸۹۴ که توسط ساکیچی تویودا که یک تعمیرکار مخترع بود ساخته شد که ارزان تر و بهتر از ماشینهای ریسندگی موجود بود. بعدها ساکیچی از طریق آزمون و خطا و در حالی که دستانش کثیف می شد، ماشین بافندگی خود را با نیروی بخار به حرکت در آورد (فرضیه ای که بعدها بخشی از اساس “راه تویوتا” یعنی گنچی گنباتسو شد). در سال ۱۹۲۶ کارگاه ریسندگی خودکار تویودا شروع به کار کرد که “شرکت مادر” گروه تویوتا محسوب می شود.

تویودا سپس دستگاههای ریسندگی را به مکانیزمی مجهز کرد که هر موقع نخ پاره می شد، به طور خودکار دستگاه را متوقف می کرد. این اختراع ریشه اصلی پنجم ار اصول چهارده گانه تویوتا است.

تویودا پسرش کیچرو را در سال ۱۹۲۹ به انگلستان فرستاد تا حق اختراع دستگاه ریسندگی خود را به شرکت برادران پلیت بفروشد، آنها را روی رقم صد هزار پوند توافق کردند و در سال ۱۹۳۰ پایه های موسسه تویوتا موتور بر روی این سرمایه بنا نهاده شد.

پدر کیجرو او را به دانشگاه سلطنتی توکیو فرستاد تا در رشته مهندسی مکانیک ادامه تحصیل دهد. در آنجا بود که فناوری موتور توجه کیجرو را به خود جلب کرد. او با استفاده از تجربه قبلی همانند پدر از طریق انجام عملی امور به یادگیری پرداخت. وی شرکت خودروسازی تویودا را با فلسفه و نظریه مدیریتی پدرش بنیان نهاد، و ابتکارات خود را به آن افزود. عقادید وی تحت تاثیر سفر مطالعاتی به کارخانه های فورد در میشگان قرار گرفته بود.

تاسیس شرکت با جنگ جهانی دوم همزمان شد و آمریکایها برنده این نبرد بودند، اما شانس با تویوتا بود چون برای ساختن مجدد ژاپن نیاز به کامیون بود و اینکار به تویوتا سپرده شد.  اما در این سالها اشغال توروم رشد چشمگیری داشت و در سال ۱۹۴۸، دیون تویوتا ۸ برابر کل ارزش سرمایه آن بود. تویوتا برای جلوگیری از ورشکستگی، مذکراتی با کارمندان انجام داد و به جای اخراج آنها حقوق پرداختی کارمندان را ۱۰% کاهش داد. اما این راهکار نیز جواب نداد و ۶۰۰ نفر از کارکنان به صورت دواطلبانه از کار کنار گیری کردند و در انتها کیچرو مسئولیت ورشکستگی خودروسازی تویوتا را بعهده گرفت و از سمت رئیس شرکت استفعا داد بخاطر فلسفه بلند مدت شرکت.

بعد از کیچیرو، یکی از رهبران خانواده تویودا که به شرکت شکل داد، ایجی تویودا (پسر برادر ساکیچی و پسر عموی جوانتر کیچیرو) بود، از لحاظ تحصیلات همانند پسر عموی خود بود، که بعد از فارغ تحصیلی پسر عمویش به وی اجازه تاسیس آزمایشگاهی را داده بود که وظیفه داشت در این آزمایشگاه درباره ابزارهای ماشین که هیچ چیز در مورد آن نمی دانست تحقیق کند. او نیز مانند عمو و پسر عمویش در آنجا یاد گرفت که کارها را با دستهای خودش انجام دهد و آنها را تجربه کند. او در نهایت مدیر شرکت و پس از آن رئیس کارخانه تویوتا موتور شد. وی نقش کلیدی در انتخاب و به قدرت رساندن رهبرانی داشت که به فروش، تولید، توسعه محصول و مهمتر از همه سیستم تولید تویوتا ماهیت بخشیدند.

در سال ۱۹۵۰ ایجی تویودا بعد از یک سفر مطالعاتی به آمریکا و بازدید از شرکت های آمریکایی از جمله مجتمع ریور روج فورد، مدیر شرکت تائیچی اونو را احضار می کند و از او می خواهد که مراحل تولید تویوتا را به گونه ای اصلاح کنید که با تولیدات فورد برابری کند. ایجی تویودا در این سفر دریافت بود که شرکتهای آمریکایی هنوز از فرآیند تولید انبوه که ریشه در نظریه هایی مدیریت کلاسیک داشت و فهمید بود که می تواند این قوانین را برای برتری بر آنها در هم بشکند. اونو برای انجام وظیفه سفرهای مطالعاتی را به آمریکا انجام داد و کتاب فورد را تحت عنوان “امروز و فردا” مورد مطالعه قرار داد. اونو به این نتیجه رسید که اصول این کتاب را در خط تولید تویوتا می تواند پیاده سازی کند البته با چاشنی انعطاف پذیری که بتواند طبق درخواست مشتری تغییر کند و در عین حال کار آمد باشد. در طول این دهه اونو به کارگاه برگشت و در طول این دهه با تلاش مستمر خود و الهام از هنری فورد، ادواردز دمینگ پیشگام کیفیت مدل آمریکایی، سوپر مارکت های آمریکایی (سیستم کشش در تویوتا از سوپر مارکت های آمریکایی الهام گرفته شده است) و … توانست پایه های اصلی سیستم تولید تویوتا را بنا کند . سیستم طراحی شده توسط آنها سیستمی برای شرکتی خاص با فرهنگ خاص و در بازاری خاص نبود. بلکه آن حوزه تفکر جدیدی در تولید یا ارائه خدمات بود، روشی جدید برای خوب دیدن و درک کردن.

در سال ۱۹۷۳ بحران نفت اقتصاد جهان را به سوی رکود پیش برد، و سخت ترین ضربه ها بر اقتصاد ژاپن وارد شد. صنایع ژاپنی رو به نابودی بودند، اما شرکت تویوتا پا بر جا بود و در حداقل زمان ممکن به حالت عادی خود برگشت. این نقطه ای بود که سیستم تولید تویوتا مورد توجه دولت ژاپن قرار گرفت و سیمنارهایی را در مورد سیستم تویوتا ترتیب داد.

سر انجام در سال ۱۹۹۰ از طریق برنامه صنعت خودروی MIT و کتاب پر بار مبتنی بر تحقیقات آن، تحت عنوان “ماشینی که جهان را تغییر داد (تولید ناب)” (وومک، جونز، رووسف ۱۹۹۱) جامعه جهانی تولید، متوجه مفهوم “تولید ناب” شد. “تولید ناب” واژه ای بود که نویسندگان کتاب انتخاب کرده بودند برای انچه که تویوتا ده ها سال پیشتر از طریق تمرکز در زنجیره عرضه آموخته بود یعنی: “کاهش هزینه ضایعات با حذف کارهای غیر ضروری در هر مرحله از تولید که سبب کیفیت بهتر و هزینه کمتری می شود، در حالی که ایمنی و روحیه را افزایش می دهد.

این خلاصه ای از تاریخچه شرکت خودروسازی تویوتا بود که در کتاب راه تویوتا آمده است (البته این خلاصه ای از یک فصل کتاب بود توسط من). نتیجه گیری از این خلاصه بعهده خود دوستان، برای حل مساله خودتان بروید و ببینید.